تهران، ضلع شمال غربی چهارراه ولیعصر، پلاك 1478، طبقه ی دوم

سخني از سر درد… مثل هميشه

بسمه تعالي

 

مطلب حاضر كه يك ماه قبل آماده عرضه در سايت بود بعلت مسائل و مشكلاتي كه عده‌اي خودپرست، بي‌مسئوليت و فلك‌زده براي انجمن و شعبات مظلوم شهرستانها دائم و دمبدم ايجاد نموده‌اند به تعويق افتاد و امروز به صورت مرحله، مرحله خدمت دوستان و هنرمندان معزز تقديم خواهد شد.

با پوزش قسمت 1

باسلام و عرض ادب و ارادت خدمت استادان و هنرمندان و خوشنويسان معزز كشور

باز مثل هر بار بگويم كه قصد و انگيزه‌اي براي عنوان بعضي از مطالب در دل مانده نداشتم اما برگزاري آبكي نشست اخير در فرهنگسراي بهمن به نام هفته خوشنويسي!!!! (كاش اين واژه از هفته خوشنويسي به هفته خوشنويسان تغيير مي يافت تا خوان پر نعمت و طلسم كاناليزه شده خوشنويسي آنهم در انحصار معدودي آقازاده! به سفره‌ي كوچكي براي تمامي خوشنويسان بدل مي‌گشت) اين جسله با حضور شواليه كاركشته‌ي 80 ساله برگزاري نشست و دورهمي خوشنويسان و تحويل همان عرايض پنج دهه‌ي گذشته با هدف تحميق و سرپوش گذاشتن بر ناكارآمدي متوليان دروغين و تحميلي اين ماتمكده، بر آنم داشت تا بررسي اجمالي از سخنان اين پرگويان گستاخ كه چون زالو در طول 5 دهه خون اين هنر را مكيده و از عرش به فرش رسانده اند، داشته باشم، البته بنده از طريق فايل صوتي ارسالي يكي از دوستان در جريان شكرپراني آقايان قرا گرفتم.

ابتدا تاسف عميقم را درمورد فوت غم انگيز دوست و يار دائم و هميشگي انجمن مرحوم مغفور جناب سمائي اظهار ميكنم و شرم آور اينكه در اين جلسه عريض و طويل هيچ نامي از اين خادم و مرد رنج كشيده سال‌هاي دور انجمن كه حدود بيست روز قبل درگذشت برده نشد اين مرحوم تمامي عمر حتي زماني كه در انجمن تهران مشغول خدمت بود عاشق سينه چاك اين اشباح بي‌احساس و عاطفه بود و اكنون ديگر نيست و به ديار باقي شتافته است و عنقريب از خاطر و اذهان بكلي محو خواهد شد، اين سرنوشت مختوم تمام خوشنويسان است، استادي ديگر كه احترامي خاص برايش قائلم ميفرمايد سياست گزاري هاي انجمن باعث شده امروز در طلائي ترين مقطع تاريخ خوشنويسي كشور باشيم !! استاد محترم اين ادعا آنقدر بزرگ و فربه است كه بهتر است آنرا نشنيده بگيريم متعجبم شما چگونه ميرعماد حسني،ميرزاغلامرضا اصفهاني، كلهر، عمادالكتاب، برادران ميرخاني و كاوه ، درويش عبدالمجيد، گلستانه و صدها قله بزرگ قرون و اعصار خوشنويسي را به حيطه فراموشي سپرده ايد؟ و اين عصر نفاق ، نيرنگ و جعل و تقلب و زير پا كشي را عصر طلايي مي‌خوانيد! احتمالاً گراني طلا باعث اين توهم شده است!

 

ادامه دارد…

نظر بنویسید